جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کانال ایتا
https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کپی بلامانع است

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اصول فقه» ثبت شده است

روشی در رد یا اثبات یک قضیه

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۰، ۱۲:۳۵ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در این روش ابتدا لوازم عقلی از فرض پذیرش و یا رد آن قضیه را لیست می کنیم. مثلا اگر یک قضیه ای بگوید که جمع زوایای داخلی مربع کمتر از ۳۶۰ درجه می باشد. در اینجا لوازم عقلی پذیرش یا رد آن چنین میشود:

لوازم فرض پذیرش:

شکل بدست آمده شاید از چهار زاویه که برخی از آنها کمتر از ۹۰ درجه می باشد تشکیل شده باشد.

تمام زوایای داخلی شکل بدست آمده نمیتوانند همگی ۹۰ درجه باشند.

شکل به دست آمده بایستی کمتر از چهار زاویه داشته باشد.

و...

 

لوازم فرض عدم پذیرش:

در اینجا فروض دیگری نیز مطرح میشود زیرا در صورت عدم پذیرش این قضیه، به طور عقلی فرض های دیگری شکل میگیرد مثلا میتوان گفت جمع زوایای داخلی مربع ۳۶۰ درجه می باشند و یا اینکه جمع زوایای داخلی مربع بیشتر از ۳۶۰ درجه می باشند. که البته در این مورد تنها این دو فرض عقلی مد نظر است.

 

فرض ۳۶۰ درجه بودن

فرض بیشتر از ۳۶۰ درجه بودن

 

در فرض ۳۶۰ درجه بودن لوازم عقلیش در صورت مساوی بودن زوایا همان زاویه ۹۰ درجه برای هر یک از زوایا مورد قبول است و در فرض بیشتر از ۳۶۰ درجه لوازم عقلیش بیشتر بودن زوایا میشود.

 

همانطور که مشاهده کردید بعد از به دست آوردن لوازم عقلی به بررسی آنها و شکلی که از آنها بدست می آید می پردازیم که در نهایت همان فرض برابر بودن با ۳۶۰ درجه صحیح می باشد که در این صورت قضیه ابتدایی ما رد میشود.

 

البته با پیگیری و بررسی لوازم عقلی فرض پذیرش به همین نتیجه میرسیم و نیازی به بررسی فرض دیگر نخواهیم داشت اما ممکن است قضیه اولیه به صورتی باشد که نیازمند بررسی تمامی فروض باشیم.

این در مورد رد یک قضیه بود و در مورد اثبات قضیه نیز به همین شکل روال را انجام میدهیم و اگر لوازم عقلی قضیه صحیح بود و لوازم عقلی فروض دیگر غلط بود به اثبات قضیه خواهیم رسید.

این روش نیازمند تمرین و کسب تجربه است. البته ناگفته نماند که این جستار تنها به معرفی این روش پرداخته و نه تبیین کامل و مفصل آن.

معنای اجمال در قضیه

دوشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۱:۰۵ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

بارها شده که ما با این کلمه "اجمال" برخورد کرده باشیم و از معنای آن چیزی دستگیرمان نشده باشد. مثلا گفته شود دانش طلبان این مدرسه اجمالا درس خوان هستند و ما تنها درس خوان بودن را متوجه شویم و یا گفته شود فلان معاملات اجمالا صحیح است.

در معنای اجمال بایستی گفت تقریبا همه یا بیشتر و یا اکثر و... یعنی وقتی گفته میشود فلان معاملات اجمالا صحیح است یعنی تقریبا بیشتر این معاملات یا اکثر این معاملات و یا برخی از این معاملات صحیح هستند.

در واقع اجمال یعنی موجبه جزئیه.

اصل فساد در معاملات هنگام شک به صحت

دوشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۰، ۱۲:۳۱ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

شنیده اید که میگویند اصل در معاملات فساد است. یعنی هنگامی که معامله ای صورت گرفت و ما شک کردیم که آیا معامله ما صحیح است یا نه، در اینجا اصل در فساد است و معامله باطل است.

 

اما بایستی پرسید که این اصل از کجا آمده است. این اصل در واقع بدین صورت می باشد که وقتی معامله ای صورت میگیرد مثلا کتابی را فرد الف به فرد ب میفروشد و ما شک میکنیم که این معامله صحیح است یا نه در اینجا معامله فاسد و باطل است و گویی کتابی فروخته نشده است و مالکیت کتاب از فرد الف به فرد ب منتقل نمیشود.

 

علت این اصل استصحاب می باشد. بدین صورت که قبل از معامله مالک کتاب فرد الف بود و با آمدن شک این مالکیت را استصحاب میکنیم که در نتیجه کتاب مال الف خواهد بود.

چرا در اطراف علم اجمالی برائت جاری نمی شود

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۳۴ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در مطلب قبل داشتیم که رفتار ما در مقابل علم اجمالی شبیه به رفتار ما در مقابل علم تفصیلی است و این یکسان بودن رفتار است که باعث می شود بگوییم علم اجمالی شبیه به علم تفصیلی است.

 

اما اینکه چرا در اطراف علم اجمالی، برائت جاری نمی کنیم؟ به چند دلیل می باشد.

 

اگر ما بخواهیم در اطراف علم اجمالی اصل برائت را جاری کنیم، ناچاریم یکی را انتخاب کنیم که این انتخاب یک انتخاب بلا مرجح است. و این بلا مرجح بودن انتخاب دلیل بر نادرستی برائت است. در واقع چون ما با اجرای اصل برائت مجبور به انتخاب بلامرجح می شویم در نتیجه اجرای اصل برائت نادرست است.

 

همانند وقتی که ما اگر داشته باشیم الف به علاوه دو می شود چهار و به جای الف عدد سه قرار دهیم جواب، پنج خواهد شد که این نادرست است، زیرا جواب ما عدد چهار است و با این حساب الف نمی تواند سه باشد.

 

حتی اگر بخواهیم در مورد هر دو یا همه اطراف شبهه اصل برائت را جاری کنیم مرتکب مخالفت قطعی می شویم که این حرام است.

 

دلیل دیگر اینکه اجرای اصل برائت و در کل اجرای اصول عملیه در جایی است که ما شک داشته باشیم و شکمان از نوع بدوی باشد. اما در اینجا ما شک نداریم بلکه علم اجمالی داریم و شکمان از نوع بدویه نیست. در نتیجه اجرای اصل برائت در اینجا نادرست است.

 

چرایی شباهت علم اجمالی به علم تفصیلی

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۲۶ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

داریم که علم اجمالی شبیه به علم تفصیلی است. یعنی اینکه هر جا علم اجمالی داشتیم در واقع گویی علم تفصیلی داریم.

 

دلیل این مطلب این است که رفتار ما در مقابل علم اجمالی همانند رفتاری است که با علم تفصیلی انجام می دهیم. یعنی اگر برای علم تفصیلی حکم وجوب باشد برای علم اجمالی نیز همان حکم است و اگر برای علم تفصیلی حکم اجتناب است، برای علم اجمالی نیز همان حکم می باشد.

 

به طور مثال اگر ما علم تفصیلی داشتیم که این مایع خمر است باید از آن اجتناب کنیم و اگر علم اجمالی داشتیم که این مایع خمر است نیز باید از آن اجتناب کنیم و این رفتار یکسان ما در مقابل هر دو علم باعث می شود که بگوییم علم اجمالی همانند علم تفصیلی است.

 

البته اثبات اینکه چرا رفتار ما در مقابل علم اجمالی همانند علم تفصیلی است، بعدا خواهد آمد ان شاء الله.

طریقه نقد نظرات در رسائل

جمعه, ۶ تیر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

یکی از طرقی که مرحوم شیخ انصاری در رسائل به نقد نظرات دیگران میپردازند این است که در ابتدا نظر و قول فرد یا افراد را معنا می کنند.

 

به این صورت که معانی و احتمالاتی که از قول و نظر بر می آید را عنوان می کنند و سپس به رد یا اثبات آنها می پردازند.

بایستی گفت که این از لوازم نقد نظرات دیگران است که ابتدا بدانیم طرف چه می گوید آنگاه به نقد آن بپردازیم نه اینکه با شنیدن قول و نظری تنها به ظاهر و معنای اجمالی و احتمالی آن بسنده کنیم و شروع به رد یا اثبات آن کنیم. چه بسا مواردی است که فرد مقابل نظری مشابه با نظر ما داشته باشد منتها در الفاظ و بیانی دیگر و ما نا خواسته نظر خودمان را نقد کرده باشیم!

چرا قطع حجیتش ذاتی است

سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

داشتیم که حجیت قطع ذاتی است اما حال بحث این است که چرا حجیت قطع ذاتی است؟

 

وقتی قطع به چیزی حاصل شد به این معنا است که خلاف آن مورد احتمال نمی رود. مثلا ما اگر قطع داشتیم که مایع درون یک لیوان آب است به این معناست که سم بودن مایع یا خمر بودن آن و یا چیز دیگری اصلا احتمال نمی رود.

 

حال اگر بگوییم قطع در اینجا مورد تایید شارع نیست و شارع خود باید بگوید که این مایع آب است و یا چیز دیگری، سوال پرسیده میشود که به فرض هم چنین باشد و باید شارع بگوید که این مایع آب است اما ما یا به حرف شارع ظن پیدا می کنیم و یا قطع که در صورت ظن نمی توانیم به آن عمل کنیم زیرا ظن پایین تر از قطع است و در صورت قطع نیز بایستی برای این قطعمان نیز از سوی شارع دستور و سخنی برسد.

 

این پرسش و پاسخ تا بی نهایت ادامه خواهد داشت، یعنی ما برای هر دستور و امر شارع تقاضای تایید می کنیم و حتی اگر قطع پیدا کردیم باز هم باید از سوی شارع دستور به انجام آن داشته باشیم.

 

و این همان تسلسل است که محال می باشد. در نتیجه در صورت ذاتی نبودن حجیت قطع و اعتباری بودن آن، در اعتبارها تسلسل لازم می آید که این محال است و غیر ممکن. و سبب می شود که ما هیچ کاری را انجام ندهیم و برای هیچ کاری حجیت نداشته باشیم و اصلا حجیت چیز بی معنایی می شود.

حجیت قطع ذاتی است

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در بسیاری از کتب اصول فقه و امثال آن با این جمله "حجیت قطع ذاتی است" زیاد بر می خوریم.

 

این جمله یعنی اینکه پذیرش چیزی که به آن قطع داریم نیازمند تایید چیز دیگر یا فرد دیگری نیست.

 

مثلا اگر قطع داریم که مایع درون یک لیوان آب است و یا اصلا خالی است و یا دو دو تا می شود چهارتا، نیازمند تایید فلان فیلسوف و ریاضی دان نیست که به ما بگوید حاصل این عمل ریاضی می شود چهار تا. و یا اینکه یک معصوم و یا آیه قرآن بگویند که این مایع آب است و پاک.

 

اصلا ذاتی در مقابل اعتباری است که به معنای تایید و امضای دیگری است. یعنی اینکه پذیرش یک مطلب باید مورد تایید و به اعتبار چیز دیگری باشد.

 

در مورد چرایی ذاتی بودن قطع، بعدا مطلبی خواهم آورد ان شاء الله.