ردی بر قاعده اولویت در فلسفه
برخی گفته اند که برای ایجاد ممکن لازم نیست موجودیت برایش ضروری شود و صرف اینکه بر عدم رجحان داشته باشد به وجود می آید.
مثلا ممکنی وجود آمدنش نسبت به عدمش هشتاد به بیست شود در نتیجه به وجود می آید و لازم نیست حتما طرف وجود آمدنش صد شود و طرف عدمش صفر.
این مطلب قدری نا مفهوم و شاید مسخره بیاید. برای فهم بهتر این مطلب بایستی علت پیدایش این نظریه را بدانیم. برخی خیال کرده اند که اگر بگوییم ممکن تا وجودش واجب نشود موجود نمیشود، لازمه اش سلب اختیار از علت است و اگر خدای متعال را علت العلل بدانیم در نتیجه برای موجود ساختن مخلوقات یا همان ممکنات چنین اجبار و سلب اختیاری حاصل شود.
در جواب این افراد همانطور که در یکی از پست ها به آن اشاره شده باید گفت که معلول نمیتواند به علت خود دستور دهد و تسلطی بر آن داشته باشد زیرا رتبه وجودی آن بعد از علت است و اینکه علت تامه یکی از اجزایش اختیار فاعل است که تا نیاید، علت تامه شکل نمیگیرد و در نتیجه ممکن موجود نمیشود.
حال برگردیم به رد به اصطلاح قاعده اولویت. اگر ما این قاعده را بپذیریم بایستی برای موجود شدن ممکن در صورتی که هشتاد درصد علت آن آمده دلیل بیاوریم و دلیل بیاوریم که چرا در صورت موجودیت مثلا بیست درصدی علت، ممکن موجود نشده است و این پرسش تا ابد ادامه دارد که این محال است.
و نیز اینکه اگر ممکنی بدون علت تامه موجود شود این به معنای این است که بدون علت موجود شده است که این نیز نقض قانون علیت است.