چرا قطع حجیتش ذاتی است
داشتیم که حجیت قطع ذاتی است اما حال بحث این است که چرا حجیت قطع ذاتی است؟
وقتی قطع به چیزی حاصل شد به این معنا است که خلاف آن مورد احتمال نمی رود. مثلا ما اگر قطع داشتیم که مایع درون یک لیوان آب است به این معناست که سم بودن مایع یا خمر بودن آن و یا چیز دیگری اصلا احتمال نمی رود.
حال اگر بگوییم قطع در اینجا مورد تایید شارع نیست و شارع خود باید بگوید که این مایع آب است و یا چیز دیگری، سوال پرسیده میشود که به فرض هم چنین باشد و باید شارع بگوید که این مایع آب است اما ما یا به حرف شارع ظن پیدا می کنیم و یا قطع که در صورت ظن نمی توانیم به آن عمل کنیم زیرا ظن پایین تر از قطع است و در صورت قطع نیز بایستی برای این قطعمان نیز از سوی شارع دستور و سخنی برسد.
این پرسش و پاسخ تا بی نهایت ادامه خواهد داشت، یعنی ما برای هر دستور و امر شارع تقاضای تایید می کنیم و حتی اگر قطع پیدا کردیم باز هم باید از سوی شارع دستور به انجام آن داشته باشیم.
و این همان تسلسل است که محال می باشد. در نتیجه در صورت ذاتی نبودن حجیت قطع و اعتباری بودن آن، در اعتبارها تسلسل لازم می آید که این محال است و غیر ممکن. و سبب می شود که ما هیچ کاری را انجام ندهیم و برای هیچ کاری حجیت نداشته باشیم و اصلا حجیت چیز بی معنایی می شود.