جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کانال ایتا
https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کپی بلامانع است

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ردیه» ثبت شده است

در جواب جمله حجاب از عرب ها است

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۳۰ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

چند بار از زبان چند خانم بد حجاب که بهتر

است بگویم بی حجاب شنیدم که برای توجیه

بی حجابیشان می گفتند که حجاب برای

عربهاست. در علل و جواب به چنین مسخره ای

کتاب ها می توان نوشت اما اول اینکه حجاب

قانون است. قانونی هست که کاملا عقلانی و

مشروع است. دوم اینکه این افراد نه درک

درستی از عرب ها دارند و نه حجاب. و الا

حجاب هایی به مراتب پوشیده تر از حجاب

عرف ما در ادیان و کشورهای دیگر وجود

دارد. بسیاری از قوانین دیگر ما هستند که ریشه

آنها در قوانین دیگر کشورهاست مثل قوانین

راهنمایی و رانندگی و بسیاری از قوانین پیدا و

پنهان موجود در زندگی ما. پس این ربطی به

عرب و غیر عرب ندارد. بعد اینکه همین عرب ها

بسیاریشون حتی در بین مسلمانانشون، حجاب

درست و حسابی نداشته و ندارند. حالا باید از

این افراد پرسید که فلان تیپ و فلان آرایشتون

-البته اگر عربی نباشه!- از کدام کشور و

قومیتی هست؟ که حالا در زمینه حجاب به

عربی بودنش ایراد میگیرید؟

خداوندا! از جهل ما، کم، و بر عقول ما بیفزای.

دین کدام نیاکان؟

جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۰۰ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

برخی اوقات از برخی افراد میشنوم که میگویند ما باید به

دین و آیین نیاکانمان باشیم و از این جور خزعبلات. اول

باید از این افراد پرسید که منظور شما از گذشتگان چه

کسانی هستند؟ پدر بزرگهایمان، مردمان صد سال پیش،

دویست سال پیش، هزار سال پیش و ... . تمامی این افراد

نیاکان ما می باشند که گذشته از آیین و دین دارای

رسومات و فرهنگ های متفاوتی بوده اند. اغلب هم

منظورشان از نیاکان ما مردمان قبل از اسلام هستند که در

نیاکان نامیدن این افراد هم بایستی از آنها پرسید که چرا

فقط این افراد نیاکان ما هستند و بقیه گویی اصلا نیستند.

بعد اینکه چرا باید از نیاکانمان پیروی کنیم؟ مثلا اگر

نیاکان ما اعتقاد به تخت بودن کره زمین داشته اند، آیا

باید از این مزخرف پیروی کنیم؟ یا اگر اعتقاد داشتند که

مثلا آتش خدای واجب الوجود است یا مثلا بت فلان

خدای عالم است یا مثلا میتوان با محارممان مثل خواهر یا

برادر و یا مادر خود ازدواج کنیم، آیا باید از چنین مسخره

هایی پیروی کنیم؟ چرا در زمینه رفت و آمد یا ارتباط با

دیگران از اسب و چاپار استفاده نمیکنیم؟ مگر این هم از به

اصطلاح نیاکان ما نیست؟ همه این موارد از جهالت افراد

نشات میگیرد و چیزی نیست جز کنار گذاشتن عقل و

عقلانیت.

روشی در رد یا اثبات یک قضیه

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۰، ۱۲:۳۵ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در این روش ابتدا لوازم عقلی از فرض پذیرش و یا رد آن قضیه را لیست می کنیم. مثلا اگر یک قضیه ای بگوید که جمع زوایای داخلی مربع کمتر از ۳۶۰ درجه می باشد. در اینجا لوازم عقلی پذیرش یا رد آن چنین میشود:

لوازم فرض پذیرش:

شکل بدست آمده شاید از چهار زاویه که برخی از آنها کمتر از ۹۰ درجه می باشد تشکیل شده باشد.

تمام زوایای داخلی شکل بدست آمده نمیتوانند همگی ۹۰ درجه باشند.

شکل به دست آمده بایستی کمتر از چهار زاویه داشته باشد.

و...

 

لوازم فرض عدم پذیرش:

در اینجا فروض دیگری نیز مطرح میشود زیرا در صورت عدم پذیرش این قضیه، به طور عقلی فرض های دیگری شکل میگیرد مثلا میتوان گفت جمع زوایای داخلی مربع ۳۶۰ درجه می باشند و یا اینکه جمع زوایای داخلی مربع بیشتر از ۳۶۰ درجه می باشند. که البته در این مورد تنها این دو فرض عقلی مد نظر است.

 

فرض ۳۶۰ درجه بودن

فرض بیشتر از ۳۶۰ درجه بودن

 

در فرض ۳۶۰ درجه بودن لوازم عقلیش در صورت مساوی بودن زوایا همان زاویه ۹۰ درجه برای هر یک از زوایا مورد قبول است و در فرض بیشتر از ۳۶۰ درجه لوازم عقلیش بیشتر بودن زوایا میشود.

 

همانطور که مشاهده کردید بعد از به دست آوردن لوازم عقلی به بررسی آنها و شکلی که از آنها بدست می آید می پردازیم که در نهایت همان فرض برابر بودن با ۳۶۰ درجه صحیح می باشد که در این صورت قضیه ابتدایی ما رد میشود.

 

البته با پیگیری و بررسی لوازم عقلی فرض پذیرش به همین نتیجه میرسیم و نیازی به بررسی فرض دیگر نخواهیم داشت اما ممکن است قضیه اولیه به صورتی باشد که نیازمند بررسی تمامی فروض باشیم.

این در مورد رد یک قضیه بود و در مورد اثبات قضیه نیز به همین شکل روال را انجام میدهیم و اگر لوازم عقلی قضیه صحیح بود و لوازم عقلی فروض دیگر غلط بود به اثبات قضیه خواهیم رسید.

این روش نیازمند تمرین و کسب تجربه است. البته ناگفته نماند که این جستار تنها به معرفی این روش پرداخته و نه تبیین کامل و مفصل آن.

ردی بر قاعده اولویت در فلسفه

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۰، ۰۱:۳۳ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

برخی گفته اند که برای ایجاد ممکن لازم نیست موجودیت برایش ضروری شود و صرف اینکه بر عدم رجحان داشته باشد به وجود می آید.

مثلا ممکنی وجود آمدنش نسبت به عدمش هشتاد به بیست شود در نتیجه به وجود می آید و لازم نیست حتما طرف وجود آمدنش صد شود و طرف عدمش صفر.

این مطلب قدری نا مفهوم و شاید مسخره بیاید. برای فهم بهتر این مطلب بایستی علت پیدایش این نظریه را بدانیم. برخی خیال کرده اند که اگر بگوییم ممکن تا وجودش واجب نشود موجود نمیشود، لازمه اش سلب اختیار از علت است و اگر خدای متعال را علت العلل بدانیم در نتیجه برای موجود ساختن مخلوقات یا همان ممکنات چنین اجبار و سلب اختیاری حاصل شود.

در جواب این افراد همانطور که در یکی از پست ها به آن اشاره شده باید گفت که معلول نمیتواند به علت خود دستور دهد و تسلطی بر آن داشته باشد زیرا رتبه وجودی آن بعد از علت است و اینکه علت تامه یکی از اجزایش اختیار فاعل است که تا نیاید، علت تامه شکل نمیگیرد و در نتیجه ممکن موجود نمیشود.

 

حال برگردیم به رد به اصطلاح قاعده اولویت. اگر ما این قاعده را بپذیریم بایستی برای موجود شدن ممکن در صورتی که هشتاد درصد علت آن آمده دلیل بیاوریم و دلیل بیاوریم که چرا در صورت موجودیت مثلا بیست درصدی علت، ممکن موجود نشده است و این پرسش تا ابد ادامه دارد که این محال است.

و نیز اینکه اگر ممکنی بدون علت تامه موجود شود این به معنای این است که بدون علت موجود شده است که این نیز نقض قانون علیت است.

ردی بر استدلال منع نوشیدن چای سیاه

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۰، ۰۹:۱۰ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

قبل از بیان مطلب باید بگویم که بنده نه مخالف  صد در صدی و نه موافق صد در صدی طب سنتی و این جور مسائل هستم.

 

یکی ازاستدلال های افرادی که چای را نوشیدنی مضری میدانند این است که میگویند بوته چای را اطراف مزارع فلان میکارند تا حیواناتی مثل الاغ به آنها نزدیک نشود و به بوته چای مگس و الاغ نزدیک نمیشوند ولی انسان آن را مصرف میکند!

 

در رد این استدلال باید گفت که اولا انسان چای را نمیخورد بلکه برگ آن را دم میکند و سپس مینوشد.

ثانیا ملاک خوراکی بودن چیزی مصرف آن برای الاغ و مگس نیست که هر آنچه الاغ مصرف کند ما نیز مصرف کنیم و یا اینکه مگس بر روی هر چیزی که نشست آن چیز خوراکی خوبی باشد و بر روی هر چیزی که ننشیند برای انسان مضر باشد.

که اگر این باشد باید گفت نجاست انسان هم که مگس بر روی آن مینشیند بایستی خوراکی خوبی باشد! و یا اینکه کاه و علف صحرا نیز برای انسان باید مفید باشد چرا که الاغ عاشق آن است!