در مورد واژه وطن پرستی
پرسیدم این وطن پرستی که میگن به چه معناست؟
-گفت: معلومه دیگه، یعنی وطن پرست باشیم.
گفتم منظورم اینه که دقیقا باید چه کار کنیم؟ اصلا این وطن چی هست؟ یک مساحت جغرافیاییه یا چیز دیگه؟ این پرستش یعنی چه؟ یعنی تبعیت؟
-جواب داد که وطن یعنی همه اینها یعنی هم مساحت جغرافیایی و هم مردم محصور در این مساحت. در مورد پرستش هم یعنی تبعیت. گفتم چطور باید تابع یک مساحت جغرافیایی و یا مردم محصور در
این مساحت بود؟
-با تعجب گفت که تا حالا بهش فکر نکرده بودم.
گفتم اون بت پرست لااقل میدونه چه چیزی رو میپرسته ولی این وطن پرستی هیچ چیزش معلوم نیست.
-گفت، شاید منظور از وطن پرستی تبعیت از قانون یک کشور یا وطن باشه.
گفتم اگر این باشه که توریست ها و اتباع خارجی هم که تابع قانون اینجا هستن میشن وطن پرست! و تازه اینکه خیلی از همین افراد به اصطلاح و مدعی وطن پرستی، هیچ تبعیتی از قانون ندارند و این قانون رو از حکومت میدونند و تابع چنین قانونی رو تابع حکومت میدونند و جالب
اینجاست که فقط خودشون رو وطن پرست و از این تُرّهات میدونند.
-گفت پس چی باید گفت؟
گفتم چی رو باید چی گفت؟
-همین وطن پرستی رو منظورم هست. چی باید گفت که حق مطلب ادا بشه؟
باز پرسیدم حق چه مطلبی ادا بشه؟ -دوست داشتن وطن و امثال اینها رو منظورم هست.
گفتم وطن رو نمیشه پرستید. باید حفظش کرد. تنها چیزی که میشه پرستید و باید پرستید، خدای متعال است. و او هست که بایستی بگه که چه چیزی رو حفظ کنیم و چطور حفظ کنیم و برای چی حفظ کنیم. که البته وسعت جغرافیایی و
عملی ما رو هم خودش تعیین میکنه.