خاطرات سربازی قسمت ۲۷ حمام صبحگاهی و اخلاق مسئول حمام
تنها زمانی که میتونستی به صورت همه روزه حمام بری و
محدودیتی نداشتی، صبح زود بود. البته یک روز در هفته هم به
عنوان وقت مخصوص حمام قرار داشت که به هر گروهان تعلق
میگرفت. مسئول حمام یک سرباز صفر بود که اخلاق چندان
خوبی نداشت و لهجه عجیبی هم داشت و نشون میداد که بچه
روستا بود. البته شاید هم به دلیل کارش بود و اینکه اونجا یک
محیط نظامی بود که اگه به قول معروف یه کم شل بیای
نمیشه جمعش کرد. به همین دلیل سخت گیری های خودش رو
داشت و اینکه اونجا با هر اخلاق و هر فرهنگی حضور داشتند که اگر نتونی مدیریت کنی و کار از دستت در بره، به دست گرفتن دوباره کار سخت میشد.
ولی در کل حمام رفتن صبحگاهی به دلیل دوری اندکی که با گروهان ما داشت و اینکه هوای اراک سرد بود و سوز سردی داشت اندکی و یا شاید بیش از اندکی، ترسناک جلوه میکرد.