چرا در اطراف علم اجمالی برائت جاری نمی شود
در مطلب قبل داشتیم که رفتار ما در مقابل علم اجمالی شبیه به رفتار ما در مقابل علم تفصیلی است و این یکسان بودن رفتار است که باعث می شود بگوییم علم اجمالی شبیه به علم تفصیلی است.
اما اینکه چرا در اطراف علم اجمالی، برائت جاری نمی کنیم؟ به چند دلیل می باشد.
اگر ما بخواهیم در اطراف علم اجمالی اصل برائت را جاری کنیم، ناچاریم یکی را انتخاب کنیم که این انتخاب یک انتخاب بلا مرجح است. و این بلا مرجح بودن انتخاب دلیل بر نادرستی برائت است. در واقع چون ما با اجرای اصل برائت مجبور به انتخاب بلامرجح می شویم در نتیجه اجرای اصل برائت نادرست است.
همانند وقتی که ما اگر داشته باشیم الف به علاوه دو می شود چهار و به جای الف عدد سه قرار دهیم جواب، پنج خواهد شد که این نادرست است، زیرا جواب ما عدد چهار است و با این حساب الف نمی تواند سه باشد.
حتی اگر بخواهیم در مورد هر دو یا همه اطراف شبهه اصل برائت را جاری کنیم مرتکب مخالفت قطعی می شویم که این حرام است.
دلیل دیگر اینکه اجرای اصل برائت و در کل اجرای اصول عملیه در جایی است که ما شک داشته باشیم و شکمان از نوع بدوی باشد. اما در اینجا ما شک نداریم بلکه علم اجمالی داریم و شکمان از نوع بدویه نیست. در نتیجه اجرای اصل برائت در اینجا نادرست است.