جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

جستارهایی برای بهتر شدن

کانال ایتا https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کانال ایتا
https://eitaa.com/javaza_blog_ir

کپی بلامانع است

۸ مطلب در تیر ۱۳۹۹ ثبت شده است

چرا در اطراف علم اجمالی برائت جاری نمی شود

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۳۴ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در مطلب قبل داشتیم که رفتار ما در مقابل علم اجمالی شبیه به رفتار ما در مقابل علم تفصیلی است و این یکسان بودن رفتار است که باعث می شود بگوییم علم اجمالی شبیه به علم تفصیلی است.

 

اما اینکه چرا در اطراف علم اجمالی، برائت جاری نمی کنیم؟ به چند دلیل می باشد.

 

اگر ما بخواهیم در اطراف علم اجمالی اصل برائت را جاری کنیم، ناچاریم یکی را انتخاب کنیم که این انتخاب یک انتخاب بلا مرجح است. و این بلا مرجح بودن انتخاب دلیل بر نادرستی برائت است. در واقع چون ما با اجرای اصل برائت مجبور به انتخاب بلامرجح می شویم در نتیجه اجرای اصل برائت نادرست است.

 

همانند وقتی که ما اگر داشته باشیم الف به علاوه دو می شود چهار و به جای الف عدد سه قرار دهیم جواب، پنج خواهد شد که این نادرست است، زیرا جواب ما عدد چهار است و با این حساب الف نمی تواند سه باشد.

 

حتی اگر بخواهیم در مورد هر دو یا همه اطراف شبهه اصل برائت را جاری کنیم مرتکب مخالفت قطعی می شویم که این حرام است.

 

دلیل دیگر اینکه اجرای اصل برائت و در کل اجرای اصول عملیه در جایی است که ما شک داشته باشیم و شکمان از نوع بدوی باشد. اما در اینجا ما شک نداریم بلکه علم اجمالی داریم و شکمان از نوع بدویه نیست. در نتیجه اجرای اصل برائت در اینجا نادرست است.

 

چرایی شباهت علم اجمالی به علم تفصیلی

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۲۶ ق.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

داریم که علم اجمالی شبیه به علم تفصیلی است. یعنی اینکه هر جا علم اجمالی داشتیم در واقع گویی علم تفصیلی داریم.

 

دلیل این مطلب این است که رفتار ما در مقابل علم اجمالی همانند رفتاری است که با علم تفصیلی انجام می دهیم. یعنی اگر برای علم تفصیلی حکم وجوب باشد برای علم اجمالی نیز همان حکم است و اگر برای علم تفصیلی حکم اجتناب است، برای علم اجمالی نیز همان حکم می باشد.

 

به طور مثال اگر ما علم تفصیلی داشتیم که این مایع خمر است باید از آن اجتناب کنیم و اگر علم اجمالی داشتیم که این مایع خمر است نیز باید از آن اجتناب کنیم و این رفتار یکسان ما در مقابل هر دو علم باعث می شود که بگوییم علم اجمالی همانند علم تفصیلی است.

 

البته اثبات اینکه چرا رفتار ما در مقابل علم اجمالی همانند علم تفصیلی است، بعدا خواهد آمد ان شاء الله.

قطره های مطالعه

جمعه, ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ۱۱:۴۲ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

اغلب دفعات یا بهترِ بگم تمامی دفعات، بنده با اتوبوس واحد به محل کارم میرم. در طول مسیر شاید به طور متوسط ده دقیه روی صندلی میشینم که رفت و برگشت میشه جمعا بیست دقیقه. بقیه زمانها هم یا جایی برای نشستن نیست یا صندلیم رو به فرد مسن یا توان خواهی میدم.

 

در تمامی مدتی که روی صندلی نشسته ام، مطالعه میکنم. در مدت پنج ماه و با هفته ای پنج روز تونستم تقریبا هفت هشت کتاب رو مطالعه کنم!

 

کتاب هایی که تعدادیشون بالای دویست صفحه داشتند.

 

آره! با همین ده دقیقه ها تونستم این حجم کتب رو مطالعه کنم، کتبی که بسیار جالب و تاثیر گذار بودند و تونستند کیفیت زندگی بنده رو بالا ببرند.

طریقه نقد نظرات در رسائل

جمعه, ۶ تیر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۶ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

یکی از طرقی که مرحوم شیخ انصاری در رسائل به نقد نظرات دیگران میپردازند این است که در ابتدا نظر و قول فرد یا افراد را معنا می کنند.

 

به این صورت که معانی و احتمالاتی که از قول و نظر بر می آید را عنوان می کنند و سپس به رد یا اثبات آنها می پردازند.

بایستی گفت که این از لوازم نقد نظرات دیگران است که ابتدا بدانیم طرف چه می گوید آنگاه به نقد آن بپردازیم نه اینکه با شنیدن قول و نظری تنها به ظاهر و معنای اجمالی و احتمالی آن بسنده کنیم و شروع به رد یا اثبات آن کنیم. چه بسا مواردی است که فرد مقابل نظری مشابه با نظر ما داشته باشد منتها در الفاظ و بیانی دیگر و ما نا خواسته نظر خودمان را نقد کرده باشیم!

ردیه بر محترم بودن عقاید دیگران

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۳۳ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

بسیار شده که با این جمله "لطفا به عقاید دیگران احترام بگذارید" از سوی طرف مقابل مفحم شده باشید.

 

از همین ابتدا حرف آخر را بزنم، این جمله یک جمله کاملا مسخره و مزخرف است.

از هر فردی که با این جمله بخواهد شما را تخطئه کند چند سوال اساسی بپرسید. اول اینکه این احترام که می فرمایید به چه معناست؟ یعنی برای عقاید دیگران دست بزنیم یا هورا بکشیم و یا شایدم باید تکبیر بگیم یا صلواتی ختم کنیم؟!

 

دوم اینکه مگر عقیده جاش توی مغز ما نیست و یا هر جای دیگری غیر از مرئا و متظر ما، پس چطور چیزی را که نمی بینیم و نمیدانیم چه چیزی هست را به آن احترام بگذاریم، احترامی که اصلا معلوم نیست چیست؟

 

شاید فرد بگه که عقاید من همون کلام و سخن من هست که شما می شنوید. ما هم در جواب میگوییم که سخن یک فعل است و نه عقیده و هیچ فردی حق ندارد هر سخنی را بر زبان براند، که اگر بخواهیم چنین کنیم بایستی فحاش و اهانت کننده و کسی که دروغ می گوید و یا عربده می کشد را آزاد بگذاریم و مجازاتش نکنیم.

 

شاید هم بگویند که احترام به عقیده یعنی اینکه آن عقیده ممکن است درست باشد و ما نباید آن را منکر شویم.

 

که البته این هم از دیگر مزخرفات است که در جوابش باید بگوییم مگر کسی که می گوید دو دو تا می شود پنج تا را نباید منکر شد؟ و یا اینکه در روز روشن ادعای شب بودن بکند؟ و اصلا مگر وقتی بگوییم که ممکن است درست باشد یعنی نباید منکر شد و احتمال غلط بودن را منتفی بدانیم؟

 

در صورتی که احتمال دو طرفه است و هر ادعایی باید دلیلی بر آن اقامه شود نه اینکه صرف محتمل بودن (تازه اگر احتمال برود و مگر میشود که دو دو تا بشود پنج تا) آن را درست بدانیم.

 

با این دلایل و دلایل دیگر دانستیم که مدعی احترام به عقاید دیگران یا خودش حمار تشریف دارند و یا در صدد حمار کردن دیگران است.

محال بودن اجرای دموکراسی

سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۵۵ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

دموکراسی یعنی پذیرش رای اکثریت. حال می پرسیم که این رای اکثریت چگونه اجرا می شود؟

 

اگر ما بخواهیم طبق رای اکثریت امور را اجرا کنیم و قانونی را طرح کنیم باید این پرسش را ایراد کنیم که طبق کدام رای اکثریت بایستی امور بر مبنای رای اکثریت انجام گیرد؟

 

جواب داده می شود که عقلا و متخصصین چنین نظری داده اند!

 

دوباره میپرسیم که مگر قرار نشد طبق رای اکثریت امور انجام گیرد و قوانین وضع شوند؟ و اگر متخصصین چنین نظری در این مورد اساسی داده اند خوب است که در مورد بقیه مسائل و امور نیز متخصصین نظر دهند و کاری به رای اکثریت نداشته باشیم؟!

 

پاسخی نخواهید شنید.

 

در واقع چنین چیزی نمی توان خودش را تایید کند و دور حاصل می شود و دور هم محال است. و این یعنی اینکه دموکراسی اصلا نمی توان خودش را تایید کند و اصلا دموکراسی به معنای واقعی کلمه وجود خارجی ندارد و اصلا نمی تواند داشته باشد عقلا و عملا.

چرا قطع حجیتش ذاتی است

سه شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

داشتیم که حجیت قطع ذاتی است اما حال بحث این است که چرا حجیت قطع ذاتی است؟

 

وقتی قطع به چیزی حاصل شد به این معنا است که خلاف آن مورد احتمال نمی رود. مثلا ما اگر قطع داشتیم که مایع درون یک لیوان آب است به این معناست که سم بودن مایع یا خمر بودن آن و یا چیز دیگری اصلا احتمال نمی رود.

 

حال اگر بگوییم قطع در اینجا مورد تایید شارع نیست و شارع خود باید بگوید که این مایع آب است و یا چیز دیگری، سوال پرسیده میشود که به فرض هم چنین باشد و باید شارع بگوید که این مایع آب است اما ما یا به حرف شارع ظن پیدا می کنیم و یا قطع که در صورت ظن نمی توانیم به آن عمل کنیم زیرا ظن پایین تر از قطع است و در صورت قطع نیز بایستی برای این قطعمان نیز از سوی شارع دستور و سخنی برسد.

 

این پرسش و پاسخ تا بی نهایت ادامه خواهد داشت، یعنی ما برای هر دستور و امر شارع تقاضای تایید می کنیم و حتی اگر قطع پیدا کردیم باز هم باید از سوی شارع دستور به انجام آن داشته باشیم.

 

و این همان تسلسل است که محال می باشد. در نتیجه در صورت ذاتی نبودن حجیت قطع و اعتباری بودن آن، در اعتبارها تسلسل لازم می آید که این محال است و غیر ممکن. و سبب می شود که ما هیچ کاری را انجام ندهیم و برای هیچ کاری حجیت نداشته باشیم و اصلا حجیت چیز بی معنایی می شود.

حجیت قطع ذاتی است

يكشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ | جواد زائری امیرانی | ۰ نظر

در بسیاری از کتب اصول فقه و امثال آن با این جمله "حجیت قطع ذاتی است" زیاد بر می خوریم.

 

این جمله یعنی اینکه پذیرش چیزی که به آن قطع داریم نیازمند تایید چیز دیگر یا فرد دیگری نیست.

 

مثلا اگر قطع داریم که مایع درون یک لیوان آب است و یا اصلا خالی است و یا دو دو تا می شود چهارتا، نیازمند تایید فلان فیلسوف و ریاضی دان نیست که به ما بگوید حاصل این عمل ریاضی می شود چهار تا. و یا اینکه یک معصوم و یا آیه قرآن بگویند که این مایع آب است و پاک.

 

اصلا ذاتی در مقابل اعتباری است که به معنای تایید و امضای دیگری است. یعنی اینکه پذیرش یک مطلب باید مورد تایید و به اعتبار چیز دیگری باشد.

 

در مورد چرایی ذاتی بودن قطع، بعدا مطلبی خواهم آورد ان شاء الله.